شنبه، شهریور ۴

درباره‌ی آزادی

در تمام زندگی ما به دنبال آزادی هستیم. هنگامی که نوجوانی با پدر و مادرش بحث و جدل می‌کند، عموماً موضوع بحث، نقض آزادی‌های نوجوان است. هنگامی که به سن بلوغ می‌رسیم، حس استقلال‌طلبی در ما تقویت می‌شود که این نشان از خواسته‌ی آزاد شدن از قیمومت پدر و مادر است. در سر کار، بیشترِ ما می‌خواهیم استقلال یا دست‌کم آزادی عمل داشته باشیم. در روابط اجتماعی نیز به همین ترتیب؛ بیشترِ ما می‌خواهیم روابطی آزاد داشته باشیم. گذشته از تمایل فطری ما برای‌آزادی، رفتارهای مختلفی در برابر آزادی وجود دارد.
در بیشتر جوامع دینی، آزادی‌های افراد به دلایل و بهانه‌های مختلف گرفته می‌شود. در جامعه‌های اسلامی به بهانه‌ی حفظ عفاف جامعه، آزادی‌های اجتماعی زنان نقض می‌شود. در عموم جامعه‌های دینی با توهم یکی بودن و درست بودن حقیقت دینی، آزادی عقیده و اندیشه و بیان افراد گرفته می‌شود. حتی در بعضی مکتب‌های دینی که مطلق نبودن حقیقت جزء اصول آن است، در عمل نظام دینی هرگونه تفاوت عقیدتی را نمی‌پذیرد و یگانگی دینی را تبلیغ می‌کند. شاید تعبیر متفاوت یک نظام دینی از آزادی، باعث بروز چنین رفتارهایی می‌شود.
در جوامع کمونیستی، آزادی اقتصادی افراد به بهانه‌ی برابری، گرفته می‌شود. این گونه جوامع حتی آزادی بیان افراد جامعه را نیز می‌گیرند؛ چرا که به نظرشان حقیقت مطلق، زندگی به روش آن‌ها است و هرگونه دگراندیشی غیرمجاز و حتی غیرمعقول است.
حتی در جوامع لیبرال افراطی، با اعطاء آزادی کامل به همه‌ی افراد جامعه، آزادی را محدود می‌کنند؛ چرا که با آزادی کامل همه‌ی افراد جامعه، عده‌ای قدرت مالی و نفوذ را در دست می‌گیرند و آزادی بقیه‌ی جامعه را تحدید می‌کنند. از نمونه‌ی این گونه جامعه‌ها، می‌توان به عصر بورژوازی در اروپا اشاره کرد که عده‌ای سرمایه‌دار با در دست گرفتن قسمت اعظم ثروت جامعه و استفاده از آزادی‌ای که دولت در اختیار آن‌ها قرار داده بود، جامعه‌ی کارگر و کم‌درآمد جامعه را زیر سلطه‌ی خود گرفت و هر حق و حقوقی که خود مجاز می‌دانست به آن‌ها می‌داد.
در میان این تجربه‌های انسانی، کدام مطلوب است؛ شاید هیچ کدام. شاید افراط و تفریط در به کارگیری آزادی، این نظام‌ها را نامطلوب کرده است. شاید تفسیر دیگری از آزادی لازم است. ولی آنچه مسلم است این است که انسان آزاد است و هر آنچه آزادی او را بگیرد مورد قبول نیست، حتی به بهانه‌ی واهیِ سعادت آخرت و امثال این‌ها.

۳ نظر:

فرید گفت...

با تشکر از بذل توجه شما به مطلب من.
در مورد این که گفتید هیچ راه حلی برای آزادی نداشت. من هم چنین قصدی نداشتم، چرا که به راستی نمی‌دانم. در مورد مطلبتان راجع به قانون، باید بگویم که من هیج جای مطلب نگفتم که نباید قانون داشت که شما گفتید آیا بدون قانون می‌شود...؟

ناشناس گفت...

الله ابهی فرید جان
متن خوبی بودو همینطور طرز تفکر قشنگی داری .
مطالب وب لاگت بیان کننده ی اندیشه ای است که شاید منم مدتی است که با موضوعاتش دست به گریبانم.
در ضمن:
باید به چالش های فکری برخورد کنیم تا بتوانیم با مطالعه و تفکر درکی از
اجتماع کنونی خودمان پیدا کنیم.

برایت آرزوی آزادی و آزادگی می کنم

شاد باشی

وفا.

فرید گفت...

بسیار از نظراتت سپاس گزارم، وفا جان.