از چندی پیش یکی از دوستان، وبلاگی راه انداخته است تحت عنوان «حقیقت کدام است؟». این عنوان مرا به فکر فرو برد که چرا پرسش از حقیقت همیشه با کلمهی «کدام» انجام میگیرد. وقتی ما از «کدام» استفاده میکنیم، این منظور فهمیده میشود که ما معتقدیم، حقیقت یکی از آموزههای موجود است. درستی این مطلب مستلزم قبول این است که بشر پس از طی مراحل رشد، حال به بلوغ و تکامل رسیده است و میتواند با کمال اطمینان بگوید، که تمام دنیا را کاویده و تمام شرایط را در نظر گرفته است، که حال حقیقت را در پژوهشها و جستارهای خود بیابد.
همانطور که هایدگر، فیلسوف آلمانی، میگوید حقیقت خود از بنْ تاریخی است. و به گمان من حتی حقیقت خود از بنْ جغرافیایی است. در طول تاریخ ایدئولوژیها و تفسیرهای مختلفی از جهان عرضه شده است ولی هنوز کسی به خود جرأت نداده است در مورد آنها با قاطعیت سخن بگوید. حتی افکار به سمت نسبیگرائی پیش رفته است، که هر چیزی امکان درستی دارد. تعدد این تفسیرها و همچنین سمت و سوی جدید افکار، نشان از ناکاملی و نامطلق بودن اینها در زمان حال دارد. از نظر جغرافیایی هم به همین شکل؛ ایدئولوژیها و آموزههای مغربزمین، مورد قبول و پسند مشرقیان نیست و بلعکس. پس چه زود است ما با پرسش «حقیقت کدام است؟» به دنبال آن باشیم. بهتر بود به جای آن میپرسیدیم «حقیقت چیست؟». باشد که در جهت کشف حقیقت موفق باشیم.
دوشنبه، مرداد ۱۶
پرسشِ حقیقت کدام است؟
- نوشته شده توسط
فرید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر