چندی پیش، کسی لینکی برای من فرستاده بود که در آن به نمایش فقر و بدبختی محض در آفریقا پرداخته بود. و در جملهای احساسی این چنین میگفت:« آری، این است نتیجهی لیبرالیسم غرب.»
با خود اندیشیدم، آیا او راست میگوید؟ به راستی جنبش لیبرالیسم باعث فقر و گرسنگی در آفریقاست؟ مکتبی که پایههای آن بر مفاهیم والایی همچون، آزادی و برابری بنا شده است چگونه میتواند باعث فقر در آفریقا بشود؟
حقیقت این است که آری باعث شده است. اما باید قدری منصف و واقعبین بود. به راستی بعد از انقلاب صنعتی، دولتهای لیبرال اروپایی که دیگر نفع خود را در مصرف مواد اولیهی داخلی نمیدیدند، تصمیم به استفاده از منابع دیگر کشورهای توسعه نیافته گرفتند، که در نهایت منجر به سیاستهای استعماری این دولتها شد و قدرت پیشرفت را از کشورهای صاحب منابع گرفت. اما این تمام نتیجهی آن نبود؛ شکوفایی علمی و نظری در تکنولوژی و حقوق قضایی نیز اتفاق افتاد. موفقیت دانشمندان در فراهم کردن هر چه بیشتر رفاه و تلاش حقوقدانان و جامعهشناسان در جهت اصلاح و حتی آفرینش یک نظام قضایی عادلانه، از دستاوردهای جنبش لیبرالیسم است. حتی میتوان جنبشهای آزادیطلبانهی بعدی ملتهای دیگر را در نتیجهی تأثیر آرمانهای لیبرالیسم دانست.در هر جریان و عصری قدرتطلبی عدهای و ناآگاهی مردم باعث میشود که عدهای از شرایط زمان خود استفاده کنند و جنبشها را به انحراف بکشانند و اهداف خود را پیش ببرند. از جمله میتوان ناپلئون را نام برد که بعد از انقلاب آزادیخواهانهی مردم فرانسه، خود را وارث انقلاب خواند و دستگاه پادشاهی دیگری به هم زد. و همچنین هیتلر که از نارضایتی و سرخوردگی مردم آلمان، در نتیجهی شکست اول، استفاده کرد و خود را پیشوای آزادی آلمان برتر معرفی کرد. و نه چندان دور در کشور خودمان، آیتالله خمینی با استفاده از شعارهای مارکسیستی حذب توده و مخلوطی از آرمانهای ملی-مذهبی، توانست خود را به عنوان رهبر انقلاب به تودهی مردم بقبولاند. اما بعد از انقلاب اهداف خود را در جملهي معروف خود، «راه قدس از کربلا میگذرد.» نشان داد که نه تنها آرمان همهی مردم ایران نبود بلکه منافع ایران را کاملاً به خطر انداخت؛ و باعث مسخ چهرهی جهانی ایران به کشوری جنگطلب و متجاوز و تندرو شد. آری هیچگاه جنبشها و تئوریها کاملاً به مرحلهی اجرا در نیامدند که بتوان درمورد آنها به درستی قضاوت کرد. آری دولتهای لیبرال با سیاستهای استعماری و نژادپرستانهی خود باعث عدم پیشرفت آفریقا شدهاند اما نباید این را کاملا به لیبرالیسم مربوط دانست و فریاد «شکست لیبرالیسم» سر داد.
پنجشنبه، بهمن ۲۶
لیبرالیسم
- نوشته شده توسط
فرید
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

۱ نظر:
اقا جواب نظر تو در وبلاگم دادم .
هر چند بنده مطالعات قابل توجهی درباره ی علوم اجتماعی و مسائل سیاسی ندارم ولی مسئله ای که به نظرم می رسد این است که مباحثی چون لیبرالیسم دموکراسی اریستوکراسی و حتی مارکسیسم در بنیاد خوب هستند به شرط آنکه خود تبیین شوند و همان گونه که هست بدون سوء استفاده سیاسی فردی یا ملی اجرا شوند آن وقت است که نتایج خوبی به عمل ما آید .مثالی عرض می کنم حس آزادی از جمله حس های مشترکی است که همه ی انسان ها تمایل به آن دارند (حتی به صورت نهفته) حال این آزادی خواهی خوب است یا بد .
آزادی خواهی خوب است تا آنجا که باعث گرفتن حق آزادی از کس دیگر نشود
یا در مورد مفهوم ها که بد جا می افتد مثلاً مرسوم است که به دموکراسی مردم سالاری می گویند ولی اهل فنی چون دکتر طباطبایی آن را شدیدً رد می کند و می گوید دموکراسی یعنی چیزی که سالاری نداشته باشد یعنی مفهوم سالاری از بین برود .
به نظر من در هر حکومت و هر اجلاسی یک فیلسوف باید وجود داشته باشد تا اذهان را روشن کند و مفاهیم را به درستی بفهماناند و اینکه سو استفاده از آرای خیری چون لیبرلیسم نشود
ارسال یک نظر